Saturday, August 14, 2010


عوامفریبی ِ بی بدیل از هر دو جناح


احمد پناهنده
[+]

اجازه ندهیم ایران را به پای اسلام قربانی کنند.
اجازه ندهیم که این کسان از ناکسان وقیح-تر با نام ایران و یا از عِرق وطن پرستی ایرانیان سواستفاده کنند تا به مقصود خود که همانا ذلیل کردن هر چه بیشتر ایرانی و سپس ویرانی ایران است، برسند.

این روزها برای منحرف کردن افکار عمومی ایرانیان و سپس جهانیان هر یک از جناح-های حکومت اسلامی برای یارگیری از مردم ایران دست به عوام فریبی غریب و سخیفی زده اند تا مخالفت مردم سراسر ایران را با تمامیت حکومت اسلامی، از سر خود بر گیرند و آنها را در دعوایی در گیر کنند که سودش اگر هوشیار نباشیم، فقط در جهت ابقای همین حکومت فایده می افتد.

به خاطر بسپاریم که جناح حاکم میرنده است و قدرت باز سازی سیستم و کسب مشروعیت مجدد را ندارد اما در مقابل جناح مغلوب چون عوامفریبانه امروز بین مردم است می تواند در صورت به هم خوردن تعادل قوا به نفع آنها همین قدرت اسلامی را با چهره-ی بزک کرده-تر باز سازی کنند و اندکی بیشتر برای همین حکومت اسلامی زمان بخرند.

هوشیار باشیم که مبادا وعده-های میان تهی هر یک از آنها ما را از مسیرمان که همانا آزادی ایرانی از ایلغار اسلامی است، خارج کند.

داستان چیست؟[+]بخـوانيــد تا بـدانيــد

Labels: ,

Tuesday, February 02, 2010


اسلام دینی انسان کُش


احمد پناهنده



اسلام در هر شکل و رنگش سرشتش با انسان کشی سرشته شده است.

بی پروا و بدور از هر نیرنگی باید با شهامت و صراحت هر چه گویا تر سخن از دل بیرون داد که اسلام در همه رنگش و با همه ی فرقه هایش بر آمده از بستر و خوی ِ بیابانگردی و صحرا نشینی و راهزنی و قتل و غارت و ویرانی است که انسان، جان انسانی و کرامت انسانی را در نگاه و جهان بینی اش مقامی نیست.
باید برای مردم و ذلیل شدگان توده های اسلامی روشن کرد که اسلام یک دین سفله پرور بوده و هست و انسانها را به سفله شدن تشویق می کند تا چون آدمکشان حرفه ای قاتل انسان ها گردند.
آن آدمکشان در داخل و این هرزه گان در خارج برای ماندگاری همین حکومت خونریز، بی پروا ایرانی می کشند تا ایران را بر باد دهند.


حکومت اسلامی با مرگ و کشتن زندگی هم نام است.
و هر جا که مرگ می بارد حکومت اسلامی پنجه در خون با هیبت و هیکل کریه آورش می تازد.
از وقتی که حکومت اسلامی از قعر تاریخ ِ مرده گی، سَرَک به دنیای ِ زندگی باز کرد، کشتن را آغاز کرد
و کماکان می کُشَد که بماند تا بیشتر بکُشَد.
و تا وقتی که حضور ِ سنگین ِ مرگ پرورش، لاشه اش را بر زندگانی و نشاط و شوق ِ زندگی سالاران انداخته است ما باید هر لحظه از زندگی مان را در کابوس مرگ بسر ببریم تا روزی که قرعه ی مرگ بنام ما بیفتد.
زیرا آمده اند که هر آنچه نشان از زندگی و انسانیت و ایرانیت دارد، بکُشند و ایران را در تمامیتش بر باد دهند.

آری با این تابلو از جنایت اسلام و اسلامیون در ایران:
گمان نبریم شکلی و یا قرائتی دیگر از اسلام موجود است که به انسان و کرامت انسانی احترام می گذارد.
عبث پندارانه نیاندیشیم که اسلام با اعدام مخالف است.
ابلهانه باور نکنیم که اسلام در شکل شیعه ی اثناعشری اش ضد ایران و ایرانی نیست.
بی خردانه سخن نگوییم که اسلام با حقوق بشر هیچ منافتی ندارد.
ناجوانمردانه تلاش نکنیم که ظرفیتی در حکومت اسلامی و اسلام پیدا کنیم تا شاید قدری اصلاحش نماییم.


خائنانه نکوشیم همین حکومت اسلامی را به ازای نابودی ایران و ایرانی حفظ کنیم.

ادامـــه[+]

Labels: , ,