Saturday, October 06, 2007

جغـرافيای خـون و جنـون


جـامعــهء انسـانی يـا جـامعــهء قـُرآنی، کــدام يـک؟




دولت قرآنــی!
داودی، معاون اول رئيس (جمهور اسلامی) [گـُمـاشتـهء خليـفــه خـانــه]، گفت: دولت نهم درعمل و با رفتار خود، دولت قرآنی، دنباله رو هدايت‌های قرآنی، احكام اسلام، قرآن و عمل به آن است!؟ مهمترين هدف دولت نهم اين است كه: از قرآن تبعيت و برمبنای هدايت‌های آن، الگوی خود را الگوی حكومتی حضرت علی قرار داده و براين مبنا حركت می‌كند! و به دنبال تبليغ رسالت اسلامی و اقتدار آن درصحنه بين‌المللی است! و اين سياست را به حكم قرآن دنبال می‌كنــــد!



آيا مردمی با اين باورها گمراه نيستند؟! چه گمراهی بالاتر از اين که « مـردگان هيچ کاره » را همکار خدا شناسند؟!


نيـم نگاهی به جـامعـهء قـرآنی!

حلق آویز در اتاق خواب !
تهران - میدان«منیریه»؛ «مجید»،26 ساله، به استقبال مرگ خود خواسته رفت و خود را در اتاق خوابش حلق آویز کرد!

خودکشی ؛ سقوط منجر به مرگ
تهران - ونـک - جوانی به نام مجيد 36 ساله، برای خودکشی خود را از بالای ساختمان 6 طبقه محل سكونتش به پايين پــرت کرد و در دم جان سپرد!



«آذر»زنده زنده سوخت !
خــرم آبـاد - فریادهای گوشخراش زن 41 ساله ای به نام«آذر»، برای خودکشی به شيوهء خودسوزی، که آتش از سراپای وجودش زبانه می کشید هفته پیش لرزه بر جان مردم یکی از روستاهای خرم آباد انداخت! و در راه بيمارستان جان سپرد!

خودکشی زن بيمار
اعتماد: زن جوانی به نام «فيروزه» 35 ساله، هنگامی که متوجه شد به زودی فلج می شود در اقدامی جنون آميز در خانه اش خود را حلق آويز کرد و کشت!؟




1 - فارس - تهران – نازی آباد - جوانی به نام بهروز 39 ساله، دارای مشكلات روانی، پير مرد 60 ساله ای به نام سعيد را خفه کرد و با چاقو به جان او افتاد!

2 - فارس: تهران – خيابان سنائی - جوان 27 ساله‌ای به نام « فرنام» ، در آپارتمان محل سكونتش، دوست دختر 24 سالهء خود به نام « شيوا » را با ضربات چاقو به قتل رساند!؟ فرنام 4 سال قبل نيز در روز عاشورا مادر و خواهر خود را به قتل رسانده بود!!!




3 - فارس: تهران – نازی آباد - پيرمرد 96 ساله ای به نام « رشيد خان»، همسر 76 ساله اش به نام "خانم بزرگ" را به انگيزهء اینکه كفر گفته و منكر وجود خدا شده با ضربات متعدد ساطور به قتل رساند!؟

4 - استان فارس - محلهء کــورا - 3 دزد مسلح با يك قبضه سلاح كلاشينکُف، با هجوم به كوره آجرپزی قصد دزدی اموال كارگران آجرپزی را داشتند با كارگران درگير شدند كه در جريان اين حادثه يك نفر از دزدان و يك نفر از كارگران كشته شدند!؟



برای رسيدن به آزادی و جامعه مدنی، ابتداء بايد از اين "جغرافيای خون و جنون" گريخت!


5 - فارس: شهريـار - مجيد 21 ساله، معروف به «كثافت»، پسر بچهء 6 ساله‌ای به نام «سعيد» را با ضربه ميله گرد به سرش به قتل رساند و در انتظار اجرای حكم اعدام است!؟

6 - فارس: اسفنديار 39 ساله، در پارك پروين اعتصامی در محله تهرانسر؛ جوان 32 ساله‌ای به نام «غلامرضا» را با ضربات چاقو به قتل رساند و در انتظار اجرای حكم اعدام است!؟



مراسم عزاداری قاليشويان بمناسبت شهادت علی ابن محمد باقر فرزند امام پنجم در مشهد اردهال كاشان!!!


قاليشويان !
هرسال در دومين جمعه مهر ماه، اهالی شهر كاشان و روستاهای اطراف، درمشهد اردهال جمع می شوند تا در مراسمی با نام قالي شويان كه نمادی از شستن خون سلطان علی بن محمد باقر، فرزند امام پنجم است، شركت كنند. آنها در اين مراسم، چوب هايی را در دست دارند كه با آن قالی را در چشمه می شورند و به صحن حرم باز می گردانند.



اين فرهنگ عزا و شهادت و عاشورا ، قرن هاست که انسان ايرانی را دچار " از خود بيگانگی "وعدم تعادل کرده است .

علی ميـرفطـروس می گويــد:

ما باید خود را از این سُنّت خون و خشونت، از این آئین های عزا و مرثیه و مرگ و شهادت رها سازیم و با الهام از فرهنگ شاد نیاکان باستانی ما آینده بهتری برای ملّت های خود بسازیم.
برای رسيدن به آزادی و جامعه مدنی، ابتداء بايد از اين "جغرافيای خون و جنون" گريخت!
از درون اين دستگاه فرتوت فكرى ـ مذهبى و از درون اين امام زاده بازى هاى سياسى ـ مذهبى،
ما نمى توانيم به تجدد و جامعه مدنى و آزادى و دموكراسى برسيم.
در اين سال های سیاه،، رژيم اسلامی نه تنها منابع مادی و اقتصادی جامعهء ما را تاراج كرده، بلكه مهم تر از همه، اخلاق انسانی و غرور ملی مردم ما را به تباهی كشانده است. اين رژيم نه تنها جوانان ما را كشته و تباه كرده بلكه مهمتر از همه، «جوانی» را در جامعهء ما كشته است. نه تنها زنان و دختران ما را سركوب كرده، بلكه «دختری» و «حس زن بودن» را در جامعهء ما سرکوب و نابود كرده است...


Labels: , ,

Saturday, September 29, 2007

ایـران بایـد چراغ آسیا گـردد


بـا ياد و خاطرهء انسـانـی كه سر در راه آگـاهی، بـاور و روشنگری گذاشت



هشتـم مهــرماه زاد روز زنــده يـاد «احمــد کســروی» گــرامی بــاد


Ahmad kasravi
AHMAD KASRAVI
1891 - 1946

سيداحمد كسروی تبريزی در 8 مهــر سال 1269 شمسی در شهر تبريز، در يك خانواده روحانی به دنيا آمد. اجدادش عنوان ملايی و پيشوايی داشتن؛ اما پدرش حاجی ميرقاسم، از ملايی دوري گزيده و به بازرگانی پرداخته بود. سيداحمد، فارسی و قرآن و مقدمات عربی را در مكتب آموخت؛ و دوازده ساله بود كه پدرش به سال 1281 شمسی درگذشت و او خواه ناخواه مكتب و درس را ترك گفت و چندی به كار قاليبافی پرداخت و بعد، از آن كار دست كشيد و باز به مكتب رفت و در مدرسه طالبيه، نخست بار با شيخ محمد خيابانی، كه درس هيئت قديم ميیداد، آشنا شد.
در سال 1285 كه مشروطه پديد آمد، سيداحمد بدان دل بست و شيفته دليری های ستارخان و ديگر قهرمانان آزادی شد، تا مشروطه‌خواهان غالب آمدند و بساط استبداد و ”انجمن اسلاميه“ برچيده شد. دوباره تحصيل را دنبال كرد و به پايگاه ملايی رسيد.
از سال 1298 شمسی به بعد كه محمدعلی ميرزا به ايران بازگشت و بار ديگر در ايران و تبريز جنگ ها برخاست، سيداحمد كه گوشه گرفته و از اين جريانات به دور بود، از راه مطالعه مجله المقتيف و كتاب های عربی و تاليفات طالبوف به دانش های اروپايی راه يافت. در اولتيماتوم روس به ايران و جنگ مجاهدان تبريز با روس های تزاری، شب ها از بالای منبر به شورانيدن مردم می پرداخت و از آن ببعد در شمار آزاديخواهان درآمد.

کسروی انسان ژرف انديشی که می‌خواست ایران را از تاریک اندیشی برهاند
بايد انديشه آينده‌ را کرد، کسروى‌ می گفت: جامعه ايرانى‌ با اندیشه‌های زهر آگینی که بر آن حاکم می‌باشد به‌ حوض‌ پرلجنى‌ می‌ماند که‌ ما بخواهيم‌ با ريختن‌ عطر و گلاب‌ بوى‌ بد آنرا بزدائيم‌. پس نخست‌ می‌بايست‌ اين‌ حوض‌ را از لجن‌ و آب‌ آلوده‌اى‌ که‌ در آن‌ است‌ پاک‌ کنيم‌، آنگاه‌ هر عطر و گلابى‌ که‌ در آن‌ بريزيم‌، بوى‌ خود را خواهد داد.
چگونه‌ می‌توان‌ به‌ آينده جامعه‌اى‌ اميد داشت‌ که‌ در آن‌ پیروان فلان مذهب‌ به‌ دستور بنياد گذاران‌ کيش‌ خود حق‌ شرکت‌ در سرنوشت‌ سیاسی آنرا ندارند؟ و خراباتيان‌ و صوفيان‌ هر آنچه‌ را که‌ در آنست‌ هيچ‌ در هيچ‌ مى‌دانند،و شيعيان‌ نيز زندگى‌ در آنرا پلى‌ به‌ سوى‌ رفتن‌ به‌ بهشت‌ و نشستن‌ در کنار حوض‌ کوثر می‌پندارند؟!...با وجود بدآموزی هاى‌اينهمه‌ شاعران‌ بى‌ عار و بيکار و گردن‌ کلفت‌ که‌ قرن ها ريزه‌ خوار سفره قاتلان‌ و آدمکشان‌ بوده‌اند، کدام‌ ملت‌ می‌تواند راه‌ نيکبختى‌ خود را بجويــد؟!

بخـون تپيــدن كسروی
نوشته های كسروی بويژه در زمينه مسائل ديني ، خشم مذهبيون را به شدت برمی انگيخت . آيات عظام و مراجه تقليد در نجف و قم با خشم بسيار كسروی را زير تيغ حمله خود گرفته و نهايتا با صدور فتوی ، فرمان قتل وی را صادر می كنند . نواب صفوی كه طلبه ای است در نجف و از مراجع تقليد تائيديه لازم را برای كشتن كسروی گرفته است ، راهی تهران می شود تا به وظيفه شرعی خود عمل كند. در تهران شيخ محمد حسن طالقانی، امام جمعه مسجد ظهيرالاسلام پول لازم را در اختيار وی قرار ميدهد.


 kasravi Ahmad

جنـايت مُـقـدس به دست فـدائيـان اســلام


برای اولين بار درهشتم ارديبهشت 1324 ، نواب صفوی به همراه فردی به نام محمد خورشيدس، در چهار راه حشمت الدوله به جان كسروی سوءقصد ميكنند. در اين حمله موفق به كشتن كسروی نمی شوند. كسروی كه مجروح شده است به بيمارستان ميرود و نواب صفوی دستگير می شود. چند روز بعد نواب با ضمانت بازرگانی به نام اسكوئی از زندان آزاد می شود. پس از آزادی از زندان با صدور اعلاميه ای تشكيل جمعيت فدائيان اسلام را اعلام مي كند. همزمان فشار به دولت وقت برای جلوگيری از انتشار كتاب های كسروی افزايش می يابد. حجت الاسلام حاج سراج انصاری، فقيهی شيرازی و سيد نورالدين شيرازی به دادگستری تهران عليه كسروی شكايت می كنند. در اين سال ها دربار به دنبال حفظ رابطه حسنه با مراجع مذهبی است. با پشتيبانی دربار شكايت پيگيری مي شود و كسروی برای روز بيستم اسفند 1324 به دادسرای تهران احضار ميشود. فدائيان اسلام از روز دادگاه وی با خبر شده و تصميم می گيرند تا در اين روز برای بار دوم به جان وی سوءقصد كنند. 8 نفر برای اين عمليات انتخاب می شوند. در ساعت نه صبح، زمانی كه تنها چند دقيقه از ورود كسروی به اتاق بازرس نگذشته بود ،مظفری و برادران امامی وارد اتاق شده و به سمت كسروی و همراه وی حدادپور تيراندازی می كنند. و پس از آن كه از كشته شدن كسروی اطمينان يافتند، الله اكبر گويان از اتاق بازرس خارج شده و بهمراه ساير اعضاء گروه از كاخ دادگستری مي گريزند!!!
كشتن كسروی، تنها كشتن يك انديشمند مخالف نبود. كشتن كسروی، كشتن سمبل آزاديخواهی، ترقی طلبی، دگرانديشی و نوانديشی بود.

قتل نويسنده، قتل فرهنگ است. اگر قتل فرهنگ افتخار است و يا گامی است در راه اجرای حكمی الهی، پس اين افتخار صواب‌آفرين را از عاملان و آمران و حاميان اين قتل نگيريم. اين فخر ايشان را ارزاني باد! پس دادرسی بايد تا روشن كند كه كسروی را چه كس و كساني كشتند. پرونده قتل كسروی همچنان گشوده است. همه كسانی كه استقرار جامعه‌ای بر پايه عدل و داد و آزادی و برابری را در ايران خواهانند می‌بايد رسيدگی مجدد به پرونده قتل كسروی را خواستار شوند. تا اين ظلم بزرگ برجاست كجا می‌توان از داد و دادگستری سخن گفت!

کتب و رسالات پژوهشی احمد کسروی:
كار و كوشش كسروی (تاريخ‌نويس و زبانشناس) بيشتر پـژوهش و مطالعه در تاريخ و زبانشناسی بود، در اين دو رشته، مقالات و رسالات بسيار نفيسی از خود برای ما گذاشت.

1 – کتاب كارنامه اردشير بابكان از پهلوی به فارسی
2 - تحقيق در رشته تاريخ و زبانشناسی - پـژوهش درباره نيم زبان ها و دفتر آذری يا زبان باستان – رسـالـه تاريخ و زبان آذربايجان و تاريخ و زبان ارمنستان
3 - کتاب تاريخ پانصدساله خوزستان
4 - مقاله‌ای درباره تبار صوفيه در آينده
5 - تاريخ هجده سالة آذربايجان
6 - كتاب النجمه‌الدريه را در دو جلـد
7 - كتاب شهرياران گمنام در سه جـلـد
8 - كتاب چرا از عدليه بيرون آمدم؟
9 - كتاب آيين در دو جـلـد و کتاب ورجاوند بنياد
10 – ماهنـامـهً آئيـن - مجله پيمان - روزنـامهً پـرچـم ”از هر آلودگی و ناپاكي مبرا بود“.
11 – کتاب صـرف و نـحـو زبـان عربی
12 – رسالهً تاريخچه شير و خورشيد
13 – کتاب تاريخ مشروطه ايران
14 - كتابهای بهائيگری، صوفيگری، شيعيگـری، در پيرامون خرد، در پيرامون روان، دين و جهان، راه رستگاری، پندارها، و حافظ چه می‌گويد؟
15 - كتاب دادگاه


يــاد و راهش پـايــدار

برگرفته از: كسروی [+](سيداحمد) /يحيی آرين‌پور


Labels: , ,

Saturday, September 15, 2007

ديــدن هـلال مــاه


نيمروز دلنشين روز اول

بيتـا يـاری (و. فرياد)


چهارشنبه جُنگ ماه يابی در آسمان و اعلام ماه رمضان در ايران بر پا بود. بازهم مثل هميشه علما و مراجع(!؟) دنبال ماه شب اول در آسمان بودند و مردم گوش به راديو و تلويزيون که آيا فردا (5 شنبه) رمضان است يا نيست و خوشبختانه ماه آن شب ديده نشد.


تا ظهرروز بعد هر لحظه از راديو اعلام ميشد که امروز (5 شنبه) اول ماه رمضان نيست! اينطور بود که اغذيه فروشی های تهران باز بودند و می توانستی چيزی را در خيابان بخوری، بدون اينکه احساس کنی داری جرمی امنيتی را مرتکب می شوی يا احساس کنی که هر لحظه ممکن است گشت امر به معروف و نهی از منکر(که اين چند ساله برای جلوگيری از خوردن مردم در ماه رمضان بطور سراسری در حال گشت زنی هستند) بريزند و تو را ببرند.


ديروز بعد از مدت ها جامعه جوری شده بود که همه راحت بودند؛ آن کس که روزه بود برای خودش و آن کس که نبود هم برای خودش راحت بود. بدون اينکه به مردمی که روزه نيستند فشار آورده شود، بدون اينکه روزه خواری جرمی حساب شود. بدون اينکه اسلام به خطر بيافتد و يا قلب مردم روزه دار جريحه دار گردد!!!
در اين سالهای اخير آن قدر فضای مملکت ما را امنيتی کرده اند که بتوانند با يک روزه خواری کوچک که جرمی نيست و فقط به خدای هر کس مربوط ميشود جرمی بزرگ همانند اقدام عليه امنيت ملی جلوه دهند و فرد را به جايی ببرند که عرب نی انداخت!


بعد از اذان ظهر بود که دفتر خليفــه خـانــه! اعلام کرد که امروز (5 شنبه ) اولين روز ماه رمضان هست. آن وقت بود که دوباره لرزه بر اندام مردم افتاد که الان است به خيابانها بريزند و روزه خوار بگيرند! حالا اشتباه ايشان بوده که ماه را سر ظهر ديده اند، مردم بايد تاوان بدهند؟! چه آن کسيکه می خواسته روزه بگيرد چه آن کسی که مايل نيست روزه بگيرد!
...کـُپی شــده از سايت« پيـک نت»

!+!+!+!+!+!+!


... و سـرانجـام آخوند خامنــه ای سوت آغـاز مـاه رمضـان را زد !!!



علت تأخير ۱۴ساعته در اعلام اول مــاه رمضان

آخـونــد عليرضا موحدنـژاد، عضو كميته علمی(؟) ستاد استهلال دفتر خليفــه خـانــه، خـامنـه ای، گفت:
تا ساعت 22 شب قبل از شروع ماه مبارك نيز گزارشاتی خدمت مقام معظم رهبری(؟) رسيد كه ايشان گفتند: « گزارشات به اندازه‌ای نيست كه اطمينان‌آور باشد! ».


باز هم گزارش‌های ديگری بررسی شد و با چند نفر ديگر نيز تماس حاصل كرده‌ايم،دوباره خدمت ايشان ارايه كرديم تا اين‌كه تقريبا نزديكی‌های ظهر روز بعـد برای مقام معظم رهبری اطمينان حاصل شد كه هلال ديده شده
است...!


آخـونــد عليرضا موحدنـژاد، يکی از مفت خورهای خليفــه خـانــه، علت تأخير 14 ساعتهء شروع مسابقــهء روزه گرفتن را به گردن مــاه انداخت و گفت:
« اين هلال رمضان يكی از سخت ‌ترين هلال‌های دو – سه دهه‌ء اخير بوده است!؟ »


Labels: , ,

Friday, September 07, 2007

محفـلی زنانــــه


کوکتل پارتی "ابوالفضل"

يادداشتهای يک خبرنگارزن



برپايی سفره‌های مذهبی در ايران كه محفلی زنانه است و سابقه‌ای طولانی در كشورمان دارد و همواره مذين به نام‌های ائمه و معصومين " مثل سفره حضرت ابوالفضل (ع)، حضرت رقيه (س) " بوده است اين روزها بساطی برای خوشگذرانی، خريد و فروش، بنگاه ازدواج، فالگيری، سحر و جادو و محفلی برای شوی لباس زنان در بستر جلسه دعاخوانی است.
در مراسم سفره‌های مذهبی در گذشته سوره‌هايی از قرآن و دعاهايی از مفاتيح‌الجنان قرائت می‌شد و زنان همسايه و اقوام برای دعاكردن برای نيت بانی كه همان صاحبخانه بود دور هم جمع می‌شدند. سفره ای از نان و پنير و سبزی، عدس پلو، آش و كاچی پهن می‌كردند و هر زنی نيز به نيت تبرك، نان و پنيری از اين سفره را برای خانواده‌اش می‌برد اما امروز...
امروز...
سفره ها پر ملاط تر و رنگين شده است، زنان برای شركت در اين مراسم ها مثل مجالس عروسی ساعت‌ها در آرايشگاه به سر می برند و بهترين لباس‌های خود را با آخرين مدهای روز می‌پوشند. صاحبخانه هم سفره‌ای را پهن می‌كند كه هر چه بلند بالاتر و پر رونق‌تر باشد، پرستيژ و كلاس صاحبخانه را بيشتر می‌رساند.


مجلس گردانی به نام "خانم جلسه ای" نيز به اين مجالس دعوت می‌شود كه هم قرآن و دعا می‌خواند، هم مداحی و مولودی خوانی می‌كند و هم احكام دين را تفسير می كند. (البته در دهه ۵۰ اين مجلس گردان‌ها مرد بوده‌اند.) اين روزها خانم‌های جلسه‌ای حق‌الزحمه‌هايی بابت يك تا ۲ ساعت حضور در مجالس می‌گيرند كه رقمی بين ۲۰ تا ۲۰۰ هزار تومان است و خانم جلسه‌ای هر محله‌ای نيز با كمك‌های مالی زنانی كه در اين جلسات حاضر می‌شوند سيستم‌های صوتی می‌خرند تا حنجره شان خيلی آسيب نبيند.
در اين مجالس زنان برای مسائل خصوصی هر خانواده‌ای هم دعا می‌كنند. مثلاً خانم جلسه‌ای در ميكروفون اعلام می‌كند " برای سبز شدن دامان فلان خانم همه يك صلوات بفرستيد" (كنايه از بچه دارشدن)
خرافه‌ها نيز به اين مجالس راه پيدا كرده‌اند بطوری كه دختران دم بخت حاضر در مجلس را دور هم می‌نشانند و هر آنچه كه ته مانده سفره است روی سر آنها می‌تكانند تا "سفيدبخت" شوند. يا اينکه "کاچی" سفره حضرت رقيه را اگر زنها به خانه می برند هيچ مردی نبايد آن را بخورد. برای مردها حرام است... يا اينکه اگر مجلس سفره در يک مناسبت شادی مثل ولادت يکی از ائمه و امامان برپا باشد می گويند هر کسی که برقصد حاجت می گيرد و ....


جالب‌تر اينكه تفاسير مدرنی از احكام دين را از زبان خانم جلسه ای‌ها در اين مجالس می‌توان شنيد. بطور مثال اينكه " نماز خانم‌ها با لاك ناخن مشكلی ندارد، مهم اينست كه دختران ما نماز بخوانند و بعداً خودشان به اين نتيجه می‌رسند كه بايد بدون لاك، نماز بخوانند..."
در حاشيه اين مراسم، زنان، انواع لباس، لوازم خانه، لوازم آرايش و... را برای فروش می‌آورند و با استقبال خوبی هم مواجه می‌شوند.
البته در همه چيز استثنا وجود دارد، اما عموم اين مجالس به سمت و سويی غير از هدف اصلی شان می روند. اينها همه را گفتم تا بگويم اين مجالس مذهبی كه به اسم حضرت ابوالفضل و... شكل می‌گيرد روزگاری فقط مجلس دعا بود، اما امروز تنها بهانه‌ای برای جمع شدن زنان محله و خويشاوند دور همديگر است تا داشته های هم را به رخ يكديگر بكشند، به چشم و هم چشمی‌هايشان دامن بزنند، با سحر و جادوهايی كه می‌خوانند زندگی‌ها را از هم بپاشانند و در پايان مراسم هم بزن و برقصی به راه بيندازند.
همه چيز يک جور ديگر شده...

کُپــی شــده از سايت «پيک نت»

!+!+!+!+!+!


اسماعيل نوری علا می گويــــــد: « امام مرده سخن می گويد! »[+]
اکنون جمهوری اسلامی کلاً مذهب «شيعهء دوازده امامی» را وا نهاده است تا با نشاندن «امام خمينی» بر مسند انبياء، و بر اساس «احاديث» او مذهب «خمينيسم» را بوجود آورد و بر بنياد آن عمل کند.


Labels: ,

Tuesday, August 28, 2007

فــروشگاه مـذهـب


ممنوعيت انديشيدن به اصول

اسماعيل نوری علا

Esmail Nooriala

در حوزهء باورهای نامنظم و فاقد پشتوانهء استدلالی، مهمترين فروشگاهی که محصولات توليد شده، بسته بندی شده، حاضر و آماده، و قابل مصرف را به همگان عرضه می کند «فروشگاه مذهب» نام دارد. در اين فروشگاه برای هر مصرفی محصولی آماده وجود دارد. فرزند خانواده که متولد می شود نه تنها بايد در گوشش دعا خواند بلکه اگر پسر باشد بايد تکه ای از پوست قضيبش را هم بريد. برای ازدواج هم بستهء ديگری وجود دارد که در آن از دعا و نقل و شيرينی و خطبه و صيغه، همه چيز پيش بينی و آماده شده است. شب حجله و وصل نيز مورد عنايت کارخانه داران بوده و برای اعمال آن هم کالا های لازم توليد شده اند. و اگر پيوندی به بن بست رسيد و جدائی لازم گرديد نيز می توان از اين فروشگاه محصولات خاص اين کار را تعبيه کرد. وقت مردن هم که برسد «فروشگاه مذهب» برايمان بسته بندی غسل و کفن و سنگ لحد و مجلس ختم و ذکر مصيبت و شب هفت و چله و سال را به تفصيل تمام فراهم ساخته است؛ هر يک با آدابی و ادعيه ای و اطواری.

اين فروشگاه ها، در اول قدم، يهودی و مسيحی و مسلمان و بهائی و بودائی را از هم جدا می کنند، مسلمانان را به رنگ هم در می آورند و مسيحيان را همرنگ يکديگر می سازند. و طرفه اينکه وقتی عضو يکی از اين جوامع بودی، حتی اگر به هيچ يک از اين محصولات و اطوارهای فروشگاه محصولات مذهبی اش هم اعتقاد نداشته باشی باز به سختی می توانی از مصرف آن محصولات سر باز زنی.


[+] ادامــــــهء متن کامل ايـن روشنـگــری






خـــــدايـا! نمـاز مـامـانـمــو قبــول کـن




مذهب عليه دين

اسماعيل نوری علا


يکی از تضادهای عمدهء اجتماعی را می توان مابين دو پديدهء «دين» و «مذهب» يافت؛ دو پديده ای که ، بنا به تعريف، هر دو بر بنياد يک پديدهء سوم به نام «ايمان» شکل می گيرند. اما وجود اين تضاد آنچنان بديهی نيست که تصور کنيم همه از آن مطلعند. حتی بنظرم می رسد که اکثر ما به تفاوت ماهوی بسيار اساسی اين سه پديده، که اتفاقاً اکثر مشکلات ما از خلط ماهيت آنها ناشی می شود، توجه چندانی نداريم. لحظه ای پيش خودتان به اين سه مقولهء مفهومی بيانديشيد تا دريابيد که اغلب يا آنها را يکی می گيريم و يا نمی توانيم دقيقاً تفاوتشان با يکديگر را توضيح دهيم. با اين همه، آنچه بدون توسل به استدلالات پيچيده، معمولاً مورد قبول همهء ما قرار می گيرد آن است که هر سهء اين پديده ها دارای بنياد واحدی هستند. همين.
مذاهب کارخانه های ايجاد خرافه و جهل اند، حال آنکه اديان گوناگون ـ بعنوان پديده های ويژهء اجتماعی ـ در مقاطع مختلف تاريخ هر قوم و مردمی، عليه دستگاه مذهب و خرافات آن قد علم کرده و در رگ های جوامع در حال ضعف و نابودی خون تازه روان کرده اند. در اينجا من به «مبانی ايمانی» اديان کاری ندارم و به آنها صرفاً از موضع جامعه شناسی نگاه می کنم. اديان، از نقطه نظر کارکرد اجتماعی پديده ها، برای آسان کردن تحول، رفع مشکلات بريدن از يک انحطاط تاريخی و افتادن بر مسير گشايش های اجتماعی تازه ای که مبتنی بر عدالت خواهی است بوجود می آيند و در زمانهء خود، به قول جامعه شناسان، کارکردی «انقلابی» دارند. اما مذاهب، درست بر عکس، برای فرو نشاندن تب انقلابات، برقراری ديگربارهء روابط بهره کشی و سرکوب اجتماعی، و مسلط ساختن ديدهای قضا قدری و سرنوشت مدار بوجود می آيند.
باور عوامانهء شيعيان امامی و معتقدان به وجود امام زمان
وقتی «حضرت بقيه الله» به عالم ما برگردد،در نخستين قدم برای ريختن خون آخوندها اقدام می کند. آيا اين باور نشانهء درک عاميانه اما درستی از بی دينی دينکاران مذهبی نيست؟ هرچند که بنظر می رسد اگر روزی هم اما زمان شيعيان دوازده امامی از چاه جمکران سر برکشد، خود آيت الله خزعلی خرخرهء مبارکش را خواهد جويد.

[+] ادامـــــهء متن کامل اين روشنگــری خوانـــدنی


Labels: , ,

Friday, August 17, 2007

دکتر محمّد مصدّق


دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست

علی میرفطروس



اشـاره:
«دکتر محمد مصدّق: آسیب شناسی یک شکست»، بخشی از کتابی است که بهمین نام بزودی منتشر خواهد شد. این مقاله - در واقع - بخشی از تأمّلات نویسنده در آسیب شناسی سیاسی - فرهنگی ما از انقلاب مشروطیّت تا انقلاب اسلامی 57 می باشد.
به نظر نویسنده، دکتر محمد مصدّق، پُل انتقال یا ارتباط تجربیّات تاریخی ملّت ما از انقلاب مشروطیّت به انقلاب اسلامی است، هم از این روست که پرداختن به عقاید و عملکردهای سیاسی دکتر مصدّق می تواند به ما - برای درک علل و عواملِ تاریخی شکست ما در استقرار آزادی و جامعهء مدنی - کمک و یاری نماید.
مفهوم «آسیب شناسی» - اساساً - ناظر بر ضعف ها و نارسائی ها و اشتباهات است، از این رو، نویسنده ضمن احترام عمیق به شخصیّت های ممتاز تاریخ معاصر ایران، در تحلیل خود، از مدح و ثناهای رایج سیاسی پرهیز کرده است.

در بیشتر تحقیقات موجود دربارهء سقوط دولت دکتر مصدّق، نام واقعی عملیات سازمان سیا، بطور ناقص AJAX ذکر شده و هدف اساسی این طرح را مخدوش ساخته اند. در حالیکه نام واقعی و کامل این طرح، TPAJAX می باشد. پیشوند «T P» اشارهء اختصاری به حزب توده (Tudeh Party) و AJAX نیز نام رایج یک مادهء پاک کنندهء خانگی بود. بدین ترتیب، هدف اساسی طرح: «پاکسازی ایران از حزب توده» بود!




Mossadegh_Mirfetros_28Mordad_shah_Iran Coup1953




شعبان جعفری در استخدام دولت مصدّق!

در رویدادهای مربوط به 28 مرداد 32، عموماً از شعبان جعفری - (معروف به «بی مُخ») - بعنوان «عامل اصلیِ بسیج اراذل و اوباش برای سرنگونی دولت مصدّق» یاد کرده اند، گذشته از توهین و تخفیفی که در این باور نسبت به دکتر مصدّق وجود دارد، پرسیدنی است: در حالیکه تمام نیروهای نظامی و انتظامی – با صدها تانک و توپ و تفنگ- تحت اختیار و فرمان دکتر مصدّق بودند، واقعاً «مشتی اراذل و اوباش» چگونه می توانستند یک دولت ملّی را سرنگون سازند؟ اینگونه «دلایل» نمونهء دیگری از فَرافکَنی های ملّی ما است برای گریز از قبول کمبودها و کاستی ها و اشتباهات ما ... واقعیت اینست که شعبان جعفری تا ظهر 28 مرداد در زندان بود و در واقع پس از سقوط مصدّق از زندان آزاد شد. از این گذشته، اسناد تاریخی نشان می دهند که شعبان جعفری در سال 1330 به استخدام دولت مصدّق درآمده بود و در آن دوره، در سرکوب و قلع و قمع مخالفان مصدّق، نقش اساسی داشته است بطوری که در واقعهء 14 آذر 1330 و کشته و مجروح شدن عده ای و حملهء شعبان جعفری و ایادی او به ادارات روزنامه های غیر توده ایِ مخالف مصدّق (از جمله: روزنامه های فرمان، داد، آتش، سیاسی و طلوع) و بازتاب گستردهء این واقعه در مجلس، جمال امامی در جلسهء 19 آذرِ مجلس، متن ابلاغ استخدام شعبان جعفری را که بر طبق دستور ریاست شهربانی کل کشور (تیمسار مزّینی، منصوب و منتخب دکتر مصدّق) از تاریخ 15 آبان 1330 با حقوق ماهی سه هزار ریال به استخدام شهربانی درآمده بود!!!



دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست _ (بخش نخست)[+]

دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست _ (بخش دوّم)[+]

دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست _ (بخش سـّوم)[+]

دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست _ (بخش چهـارم)[+]

دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست _ (بخش پنجـم)[+]

دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست _ (بخش ششــم)[+]

دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست _ (بخش هفتـم)[+]

دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست _ (بخش هشتـم)[+]

دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست _ (بخش نـُهــم)[+]

دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست _ (بخش دهـُـم)[+]

دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست _ (بخش يـازدهـُـم)[+]

دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست _ (بخش دوازدهـُـم)[+]

دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست _ (بخش سيـزدهـُـم)[+]

دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست _ (بخش چهـاردهـُـم)[+]

دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست _ (بخش پـانزدهـُـم - 1)[+]

دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست _ (بخش پـانزدهـُـم - 2)[+]

دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست _ (بخش آخــر-1)[+]

دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست _ (بخش آخــر-2)[+]

دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست _ (بخش پـايـانـی)[+]



!+!+!+!+!+!+!


مغـلـطــه يـک نقــد - عـلامــه مجلسی بهـرام مشيـری
روشنگــری يـک مغـلـطــه - بهـروز صوراسـرافيـل
ببينيــد و داوری کنيــد




Labels:

Tuesday, August 14, 2007

رهـائی از تـاريک انــديشی


پرده های تاريک انديشی و خرافه پرستی رااز پيش چشم ها می بايست برداشت!



«دکتـر وفـا سلطـان»، روان پـزشک، مسلمان زاده و بزرگ شده در سوريــه
خود تبعيـدی در آمريکا، با شرکت در برنامه های راديو، تلويزيونی و سخنرانی در دانشگاه ها، می کوشد که خـرد و انديشـهء جوانان مسلمان را از بند زنجيرهای تاريک انديشی و خرافه پرستی - که قـرن هاست باورمندانش را اسير خود ساخته - آزاد سازد و پـرده های تاريک انديشی را از پيش چشم آنها بــردارد.

ببينيـد و داوری کنيـد:
الجزيره تی وی - زبان: عربی - زيرنويس: انگليسی - 21 فوريه 2006

اسلام و تـروريسم




!+!+!+!+!+!+!



گفتگوی دکتر «وفـا سلطان» با دانمارک تی وی - به زبان انگليسی

اسلام و کاريکاتورهای محمد




!+!+!+!+!+!+!

الجزيره تی وی - زبان: عربی - زيرنويس: انگليسی - 26 جولای 2005

اسلام و تـروريسم




Labels: , ,

Sunday, August 12, 2007

تـاريـخ مُعـاصـر ايـران _ 1


دو پـادشـاه و يـک سـرنـوشت _ 1


Two Kings One Destiny(Part 1/10) Iran/Persia History(Farsi)





Labels: ,

Saturday, August 11, 2007

اســلام زدگــی


قانون ظروف مرتبطه و اسلام زدگی ما

اسماعيل نوری

Esmail Nooriala

اکنون، با پيروزی شگفت اسلاميست ها در ايران و بر قدرت ماندنشان طی نزديک به سی سال، حس تحقير شدگی و عقب ماندگی مسلمانان در لفافی از غرور کاذب پنهان شده و جوامع انقلابی ی تکيه کرده بر ارزش های «اسلامی»، رفته رفته از صورت تدافعی خارج شده و شکل تهاجمی بخود می گيرند. همين سه هفته پيش بود که ديدم آيت الله خامنه ای خطاب به مستمعين بع بع گوي پای منبر خويش می گفت: «غرب به ما می گويد بيائيد و از خودتان دفاع کنيد. اما ما از جه دفاع کنيم؟ ما به کسی بدهکار نيستيم. ما در واقع از همه طلبکاريم. در مورد مسئلهء زنان از جهان غرب طلبکاريم؛ در مورد حقوق بشر طلبکاريم و غرب بايد به ما جواب بدهد. بنياد کار ما بر تهاجم استوار است، و...»

اين کلمات از حلقوم کسی بيرون می آيد که از اعماق تاريخ به اکنون ما پرتاب شده است و، از فرهنگ و آداب گويش او که بگذريم، هيچگونه تفاوتی بين محتوای اين نوع گفتار و آنچه که اسامه بن لادن می گويد وجود ندارد. اکنون جهان اسلام، در قالب «طلبکار»، برخاسته است تا گستاخانه به جهان بگويد که دارای ارزش هائی برتری از ارزش های غرب است؛ زنانش از زنان غرب مرفه تر و مصون ترند؛ قوانين بيابانی شکنجه و قطع دست و سنگسار و اعدامش در راستای ريشه کن کردن جرم و جنايت از روند پيچيدهء دادگستری در غرب کارآمدترند؛ و تازه دری گشوده به ملکوت خداوند هم دارند که، در چشم کسی که چيزی برای از دست دادن ندارد، مرگ را خار و حقير می کند و زندگی در گلشن رضوان و همآغوشی با حوری و غلمان را تضمين جانفشانی توده ها می سازد.

و، در اين ميان، آنچه در جهان اسلام زدهء ماليخوليائی بسرعت مفهوم خود را از دست می دهد، امکان همزيستی فرهنگ ها و تمدن ها در سايهء تساهل و احترام به آزادی عقايد است. اکنون جمعيت های عظيم فقير نگاهداشته شده، بيسواد، بی آرمان، و بی کار و بار، به تشويق اربابان و رهبران و قيمان و «مراجع تقليد» خرافات زده و به غرور کاذب دچار آمدهء خود، که بر انباره های نفت خام لـم داده اند، به سودای تحميل ارزش ها و عقايد خود بر کل جهان به جنگ تمدن ريشه گرفته در مغرب زمين برخاسته اند.

ادامــــهء متن کـامل در سايت « پـويشگــران »[+]


Labels: , ,

Tuesday, August 07, 2007

اسـلامگــرائی، خشـم و خشـونت و خــون


علی ميـرفطـروس در کتاب کوچک _ «اسلام شناسی» _ فروردين 1357 می گويـد:


هيچ دينی را نمی توان يافت که مثل اسلام برای پيشبرد تعاليم و انديشه هايش،اينهمه به تهديد و قتل و ارعاب متوسّل شده باشد.
درواقع، تاريخ رشد و گسترش اسلام را نمی توان فهميد مگر اينکه
ابتداء خصلت خـشـن، تنـد، مـهـاجــم و متجــاوز آنرا بشناسيم.

!+!+!+!+!+!+!


اسلام اگر این نیست! پس چیست!؟



با تهدید و مرگ نمی توانید قلمم را بشکنید! اسلام اگر این نیست! پس چیست!؟

از تهدیدها و ناسزاهایی که این روزها بسویم سرازیر شده است، اگر بگذریم، نکته ی قابل اعتراض بسیاری از تهدیدکنندگان و ناسزاگویندگان، این است که حساب اسلام را از حاکمان اسلامی
جدا کن! اسلام این نیست!

گیل آوایی

براستی اسلام اگر این نیست! پس کدام است! اسلام بن لادن، اسلام واقعی نیست! اسلام طالبان، اسلام واقعی نیست! اسلام جنایتکاران الجزایری با آن همه فجایع و قتل و خون، اسلام نیست! اسلام فهد، اسلام نیست! اسلام الصباح، اسلام نیست! اسلام اخوان المسلمین و حزب الله و فتح الاسلام و حماس و جهاد اسلامی هم اسلام نیست! کدام را بگویم!؟

افغانستان و پاکستان و ایران و چچن و الجزایر و سومالی و سودان و................. کدام!؟

Majid KavosiFar


ايـن سـرو سرفـراز، حـلاج ديـگــری است که بـر دار می رود!


در کجای کره زمین و در کدام مقطع تاریخی گلی به سر بشریت زدید!؟ خرافه و جهالت و تحمیق و خیانت و غارت و مزدوری بی مزد حتی! از سر و کول این باور و باورمندانش می بارد!

سراسر تضاد، سراسر تناقض، سراسر خرافه و تزویر، سراسر قتل کفار و انتقام از این و آن، بندگی و بلاهت و گردن گذاشتن به اراجیف آیت الله ها و مفتی ها و رساله های صد من یک قازشان! اسلام است! همین اسلام است! عینک تعصب و حماقت و ترس از جهنم و خوش خدمتی به قدرت خیالی را کنار بگذارید، تا بتوانید حقایق را ببینید!

چگونه با یک نقاشی چنان آشوب و سر و صدایی به راه می اندازید اما اینهمه بیداد به خود مسلمانان با تعبیر و تفسیر اسلام را نمی بینید! صدایی از شما در نمی اید! چگونه سربریدنها ی با نام الله اکبر را شاهدید! چگونه این همه غارت در سرزمینهای اسلامی را نمی بینید! یا می بینید و آن را در آیه ای توجیه می کنید! چگونه زنی باردار را تجاوز می کنید و اعدام می کنید! آن هم الله اکبر گویان! چگونه مرغ دزد را دست می برید! اما شتر دزد را می بخشید! چگونه زناکار مسلمان را وا می گذارید تا به جنایتش الله اکبر گویان ادامه دهد اما بیچاره روستایی را آنهم در بی گناهی محض و بی پناهی مطلق، سنگسار می کنید! می گویم می کنید برای اینکه با نام اسلام تان و با استناد به اصول و ایین اسلامی و قرآنی تان حکمی آنچنان غیرانسانی و به ناحق، صادر و اجرا شده است و هیچ نگفتید و نکردید! چنین ناحقی و ناروایی را به اندازه یک کارتن هم بها ندادید! اسلامتان چه شده بود!؟

Majid Kavosifar

حماقت تا کی!؟ جنایت تا کی!؟ خود فریبی تا کی!؟ این همه غارت که به همه ما و شما می رود را نمی بینید!؟ مشکل سرزمینهای ما بی حجابی و بودن زن و مرد با هم نیست! مشکل مردم ما فقر است! مشکل سرزمین ما غارت است! مشکل مردمان ما نادانیست! مشکل جوامع ما، عرفی بودن و ایلخی عمل کردن است! مشکل گرسنه را حل کردن، نان دادن به اوست نه دست بریدن! مشکل فحشا را حل کردن، تامین آنان و برخوردار کردنشان از حداقل های یک زندگی انسانی است. آموزش است. آگاهی است! خمینی ها و خامنه ای ها و بن لادنها و طالبانها از نظر شما شاید فرستادگان و ماموران الهی تلقی و تعبیر شود اما از دیدگاه انسانی و معیارهای ارزشمند جامعه انسانی، همه اینان قاتلند! با هیتلر و گوبلز و مغول برابرند! اینان جنایتکارند! اینان با افکار مالیخولیایی جوامع ما و مردمان ما را قرنها به عقب کشانده اند و اسباب استعمار و غارت و چپاول را فراهم کرده اند.

Majid KavosiFar
چگونه این همه بیداد را نمی بینید!؟ چگونه اینهمه فقر و ناداری و بی خانمانی و نابرابری و تبعیض و جنایت و جنایتکار را نمی بینید! اما به یک انتقاد سینه چاک می کنید! به یک کتاب، حکم قتل صادر می کنید!

و این قلم ناچیز را تهدید می کنید و ناسزا می گویید!
کور خوانده اید! رساتر از هر وقت افشایتان می کنم. آشکار تر از همیشه از تفکر و فرهنگ و معیارهای متناقض و جنایتبار دین سیاسی تان می گویم.
اگر نگویم! باید باید ناسزایم بگویید! اگر ننویسم باید قلم به مزدم بخوانید!
چگونه می توانم این همه جنایت را نادیده و ناگفته بگذارم!؟
چگونه می توانم قتل دختر بی پناه را که صرفا" بخاطر جنسیتش، سر بریده می شود را جنایت ننامم!
چگونه از کنار سنگسار مرد بی پناه تاکستانی که با سنگ بلوکی بر سرش توسط قاضی شرع! بی اعتراض و اشک بگذرم!

Majid KavosiFar
چگونه اعدامهای کور و جنایتکارانه زندانیان سیاسی خفته در خاورانها را فریاد نکنم! چگونه شکنجه و اعدام وتجاوز به زنان و دختران بی پناه مان در زندانها توسط حاکمان اسلامی را ناگفته بگذارم! چگونه!؟
بگویید!؟ این همه جنایت را نمی بینید!؟

این همه جنایت را سلیطگان خرافه مست در بزم آیت الله های خدا و آیه و تزویر آفریده اند! خاورانها را ببنید! حتی در گور نهادنشان نیز نشان از جنایت کوردلانه حاکمان مسلمان در میهن بلازده من است!
یاد ارید همینان، که کردستان بلازده مان چگونه بدست آن آیت الله دیوانه و کور و کر بنام خدا به چه خاک و خونی کشیده شد!

چشمهاتان را بگشائید! غارت یک ملت و مملکت را بدست همین آیت لله ها و عمله های پلیدشان را ببینید! اعدامهای از پیش طراحی شده برای زهر چشم گرفتن از مردم را ببینید! این بی عدالتی ها را چه می نامید! همه این جنایت ها با نام الله و با تکیه بر آیه ها و قران صورت می گیرد. سیاست ها و برخوردها با استخاره و چاه جمکران و هاله نور صورت می گیرد!
اگر اسلام نیست! چرا با نام اسلام انجام می شود و شما ها نیز ککتان نمی گزد!؟
جهادتان چه شد!؟
جنگ با کفار و منافقین و مسلمان نماها که ابروی اسلام و قران تان را می برند، چه شد!؟
آیا این همه جنایت به اندازه یک نقاشی کارتنی و یک کتاب آیات شیطانی نیست!؟
آیا این همه آه و ناله و خودکشی ها و کلیه فروشی های از فقر را نمی بینید!؟
اینهمه معتاد و بیکار و بی اینده را که بر گنجینه هایی از طلا زندگی می کنند، را نمی بینید!؟
امامتان خود در مقابل یک ملت گفت که نفت و گاز و مسکن را رایگان به مردم می دهد! به این هم می گفت بسنده نخواهد کرد! این دروغ را آیت الله که امامش نامیدید، گفت!
چه کردید در مقابل این دروغ عریان و اشکار!؟
چه کردید در مقابل این فریبکاری جنایتبارانه!؟
شهر شصت هزار نفری در ایران، یک بیمارستان ندارد! اما بیست و پنج میلیون دلار به جاده سازی در لبنان، دویست و پنجاه میلیون دلار به حماس و نیم میلیارد دلار به نیکارا گوآ و سرمایه گذاری میلیاردی در ونزوئلا و میلیاردها دلار باج به سوریه، از جیب همین ملت غارت می شود! وظیفه و حکم اسلامی و الهی تان چه شد!؟

Iranara

اینها همه در ساختار اسلام و حکومت اسلامی صورت گرفته و می گیرد!

ستیز با امپریالیسم و نیروهای استعماری و فرهنگ غربی پیشکشتان! با این جنایتکاران خانگی مسلمان چه می کنید!؟
همه شما با همه باورها و قران و اسلامتان در جنایتهای میهنم سهیمید! همه شما مستقیم و غیر مستقیم در این جنایت هولناک میهنم محکومید!
تا زمانیکه که در بر همین پاشنه می چرخد! از اسلام و خدا و پیغمبرش بی زارم. همه این نمادها و باورها و باورمندان مسلمانش را در جنایت ها و غارتهای سرزمین خویش سهیم و محکوم می دانم.
با تهدید و ناسزای تان، قلمم بارور تر و گویاتر و رسوا کننده تر می شود!

گیل آوایی
آگوست 2007

!+!+!+!+!+!+!

Labels: , ,