Sunday, July 05, 2009

خــدا تـو خــوابــه نـآزه


عمـو زنجيـرباف


رضـا اســرار


ميـگــن؛
خــدا تـو خــوابــه نـازه
يـه روزی بی اجـازه
می دم يـه بنـای خـوب
واسـم خــدا بسـازه




عمـو زنجيـرباف!
عنکبوت بی انصاف
هر کی که با تو بد شــد
براش يه پاپوش نباف
که روش يه کاسه آشــه
روغن بـره باشــه
وجب وجب جنـازه
تـو کـوچــه فـرش مـا شــه

Labels:

Saturday, July 04, 2009

سيــد! گــوش کـن


زنــده بــاد ايــران


شهــرام آذر - سنــدی





اينجا تمومی نداره قصــه ی سـر سينــه ســوز
همبازی های بچه ها شدن
چکمه ها پـرسه می زننــد
پياده رو رنگ خــونــــه
مردم يکصدا فرياد می زننــد
مرگ بر جـلاد زمـونــه
سيـــد!
تو با اون پرونده ی سنگين جنايت هائی که عليه مردم ايران روبرو هستی
اگر می دونستی که بعداز سرنگونيت کسی تعقيبت نمی کنــه
ديگه اين همه منتظر نمی نشستی
بار و بنديلتو می بستی - دو دستی
می رفتی توی تابوتت می نشستی
سيــد!...
...

Labels:

Friday, June 26, 2009

بد مستی این طفل سی ساله


روز جمعه: مجلس ختم نظام را بر گزار کردند


منـوچهـر يـزدی[+]




وقتی تاریخ در گمنامی و غربت می افتد ...وقتی از حوادث نمی آموزیم .....وقتی نگاه مان را بر آینده و گذ شته می بندیم.....آنگاه تاریخ تکرار میشود ...!!!

وقتی سی سال پیش توی دهان دولت قانونی زدند و دولت غیر قانونی را بر یک جامعه هیجان زده تحمیل کردند و همگان از درون و برون بر این جا بجایی کف زدند ...حال آمده اند تا بر اساس همان سنت دیرینه توی دهان ملت بزنند و یک دولت را بر یک ملت تحمیل کنند ....!

وقتی سی سال قبل توی دهان سفارت آمریکا زدند و دیپلمات های آمریکایی را تحقیر کردند و عمو سام خم به ابرو نیاورد و چهار صد و چهل و چهار روز خفت و خواری را بر جان خرید تا نوزاد حکومت اسلامی جان بگیرد ...حال باید آمریکا و غرب بنیشینند و شاهد دهان کجی و بد مستی این طفل سی ساله باشند ....!!

وقتی سی سال پیش .....آقایان امام را در ماه دیدند و روشنفکران دینی و ملی مذهبی بر آن مهر تایید کوبیدند ... حال باید هاله نور را بالای سر دولت مشاهده کنند ...

وقتی سی سال پیش بهترین افسران و فرزندان ایران را از دم تیغ گذ رانیدند و رنگ سرخ خون های به ناحق ریخته شده را ندیدند - حال باید امروز رنگ سبز یکی از فرزندان اصیل حکومت دینی را تحمل کنند ...!

وقتی سی سال دنیای دمکراسی کارتری و اعوان و انصارش در بریتانیای صغیر چشمانشان را بر تحقیر یک ملت می بندند و امروز گوشه چشمی بر ما می گشایند حال باید آقایان شگفت زده از این تغییر - فریاد مرگ بر بی بی سی و صدای آمریکا بر دارند و از عهد شکنی...این عزیز دردانه های رسانه ای رنجیده خاطر شوند...

وقتی سی سال انگشت حکومت به سوی بهشت موعود دراز بود و همه وعده ها به آنجا ختم میشد و صدای مظلومیت این مردم به گوش ها فرو نمی رفت حال باید گوش هایشان را برای شنیدن خروش پر صلابت یک ملت از درون قلب های شکسته آماده کنند

وقتی سی سال پیش پایه های یک حکومت را بر مصلحت نظام نهادند واهل فن و دانش را به انزوا راندند... حال باید از سازه های لرزان آن که با غریوی شکاف برداشته است بیم به خود راه دهند....

وقتی از سی سال پیش ملت جایش را به امت داد و تا حد گله های گوسفند سقوط کرد و چوپان وظیفه شرعی داشت فقط آب و علف اش را تامین کند ولی بر هویتش بتازد و بر شعورش تردید روا دارد و بر آرزو هایش فاتحه بخواند... حال باید از بیداری این گله انگشت تحیر بدندان گیرند و چاقوی شان را برای بریدن سر بره های سر بهوا تیز کنند...!!!

تاریخ را نخواندند... تاریخ ملت ایران رااز نیمه هایش خواندند و خود خواسته مرور کردند و به تحریف ارزش های یک ملت دست یازیدند... که اگر چنین نبود حتما ملاحظه می کردند که وقتی دیوار اعتماد یک ملت فرو می ریزد دیگر نمی توان بر خرابه های آن تکیه کرد حتی اگر با اشک چشم به پاکسازی اش بر خیزند...

و امروز آن روز است.... شاید بتوان با شمشیر های آغشته به خون چند صباحی روی پاهای لرزان ایستاد ولی خرابه... خرابه است... باید به حکم تاریخ و اراده ملی گردن نهاد تا راه برای معماران واقعی و دلسوز و بر گزیدگان خرد جمعی و میهن دوستان آرمانخواه هموار گردد...

اراده ملی بر یک رفراندم تعلق گرفته است...

انتقال حاکمیت از حاکمیت فرقه ای به حاکمیت ملت

Labels:

Monday, June 22, 2009

مـردم خواهـان نـابــودی دیـکتـاتــوری هستنــد


پس از بیست و دوم خرداد


فرهاد عرفانی – مزدک




ظاهراً همه چیز با انتخابات بیست و دوم خرداد شروع می شود، اما همه می دانند که آنچه در حال حاضر رخ می دهد، ریشه در صدها سال تلاش بی وقفه، برای رسیدن به جامعه ای معقول و بدور از فشارهای غیر انسانی دارد.

بخصوص در صد و پنجاه سال گذشته، هر چند دهه، با وضعیتی انفجاری روبرو بوده ایم که بدلیل قطع ارتباط تاریخی بین نسل ها، همه چیز دوباره از صفر آغاز شده است و گفتمان کنونی نیز، در چنگال همین معضل بزرگ اسیر است و در صورت ادامه، با همین وضعیت فعلی، بجائی جز آنچه تا کنون ختم شده است، ختم نخواهد شد...

اما بهتر است نتیجه را در ابتدا نگوئیم! پس نگاهی گذرا می اندازیم بر پس زمینه های اخیر وضعیت فعلی.

نمایش بیست و دوم خرداد، از جنبۀ ماهوی، و از منظر حاکمیت، هیچ تفاوتی با نمونه های مشابه سی سال گذشته ندارد. هدف حاکمیت، همانگونه که به صراحت از جانب خامنه ای و دیگران مطرح شد، چیزی بجز کشاندن حداکثری مردم به پای صندوق ها، به جهت کسب مشروعیت بین المللی نبود. شیوه ای هم که برگزیده شد، رقابتی کردن انتخابات بود، تا با اضافه کردن چاشنی درگیری ها و جنگ زرگری و ایجاد هیجان و جنگ روانی گسترده توسط رسانه ها، مردم به گمان اینکه اینبار از درون جعبه مارگیری، قناری بیرون می آید! به صحنۀ نمایش بیایند، بلکه جهان بی اعتماد به رژیم نا متعادل کنونی، بپذیرد که این حکومت، پس از سی سال، هنوز قادر به بسیج مردم در جهت کسب مشروعیت است.

مواضع بیگانگان:

بجز آمریکا و شخص اوباما که منتظر نشسته اند تا چشم اندازی روشن از وضعیت فعلی بدست آورند و بتوانند طرف معامله خود را در آینده شناسائی کنند،
مواضع کشورهای اروپائی و عربی و بخصوص استعمار حقیر بریتانیا! حاکی از آنستکه، طرح فروپاشی ایران، همچنان طرح محوری این کشورها و خواست مطلوب ایشان برای آینده میهن ماست.


( سفر مسئولین دولتی اسرائیل به جمهوری آران ( آذربایجان قلابی! ) و حمایت انگلیس از ادعای امارات بر جزایر سه گانه ایرانی، همزمان با درگیری ها در ایران، تاًئیدی بر ادعای فوق است). هم از اینروست که پوشش گسترده ای به اخبار مربوط به درگیری ها داده و هیزم بیار معرکه شده اند! آنچه بسیار اهمیت دارد که مورد توجه رهبران سیاسی و روشنفکران قرار گیرد اینستکه: کوچکترین نیت خیری در نگاه بیگانگان به مسائل ایران وجود ندارد. آنها بدنبال منافع خود هستند و مثل گرگ در کمین منتظر نشسته اند تا این گوشت قربانی را تکه تکه کنند! مواضع افراد و گروه های سیاسی ایرانی باید آنچنان روشن و مشخص و شفاف باشد که بتواند راه را بر هر گونه سوء استفادۀ استعمار گران از وضعیت فعلی ببندد. استقلال و منافع ملی و تمامیت ارضی ایران، بر هر چیزی اولویت دارد و هیچ بیگانه ای نباید تصور کند که از این نمد برای او کلاهی دوخته خواهد شد!

امر هدایت و پوشش خبری و تفسیری جنبش را، نیروها و افراد سیاسی ایرانی، باید بطور مستقل پیش ببرند و در دام رسانه های استعماری نیافتند و آلت دست پیشبرد اهداف سیاسی این کشورها، نشوند.
ادامـــــــــــــــــــــه[+]

Labels:

Tuesday, June 09, 2009

نـوكران بيگانـه در تـدارک تجـزيــه ايــران




می شنويد امـا گوش نمی دهيد!؟


سرباز كوچك




به جناب هومر آبراميان و آقای خسرو شكيب كه روز شنبـه 6 جون 2009، در تلويزيون "پارس" برنامه ای را جهت "اتحاد اقوام" (؟!)اجرا كردند، و به گردانندگان اين تلويزيون فارسی زبان كه به صورت آشكار اجرای پروژه های اجانب را بعهده گرفته است، ياد آوری می كنم كه همه آن اندازه ابله و كودن نيستند كه شما می پنداريد.

و به هم ميهنانی كه ديروز برای اين مضحكه به به و چهچه می كردند هم می گويم، شوربختانـه شما دوستان فقط می شنويد، گوش نمی دهيد! اين دو دروغ گو چه كسانی را به اين برنامه دعوت، و "دمكرات" و "آزاديخواه" و مدافع نام خليج پارس و چه و چه معرفی كردند؟
ادامـــــــــــــــــه[+]


Labels:

Thursday, May 28, 2009

مـردم رفتــه اند به گلـریـزان تحـریـم



نمـايش گردن زنی حقوق بشر؛ در تعزیه انتخابات!


ایراندخت دل آگاه


جناب میلانی و هیات رفقا !
این روزها اگر از گذر « حاجب الشعور » وارد چهارسوی « خلیفه نشینی » بشوید و بپیچید به راسته ی « سید علی » ، چشم تان می خورد به بساط توزیع شربت خوش خیالی و شله زرد عوامفریبی. نفس که بکشید بوی کاه و نم مشام تان را پر می کند . دور تا دور این میدانک پر است از رمه های زبان بسته که خریده اند از خیابان « نالوطی ها» بالای میدان « پهلوان کذاب » .
از آدمیان ولی چندان خبری نیست . تنها عقل باختگانی دور سکوی نمایش می چرخند.
کسانی دارند آب می نوشانند به « رمه » گان ؛ شاید برای قربانی شدن . آخر مراسمی بر پاست ؛ مراسم گردن زنی حقوق بشر ؛ در تعزیه انتخابات .
چه قمه چرخان ها و سینه زن های جانانه ای دارد این مراسم . افسوس که جز همان « زبان بسته » ها و عقل باخته ها کسی به تماشا نایستاده است .
این همه نقاره چی ها و سِنج زن ها جانفشانی می کنند ولی گویی گوش ها کر است . هر چه می دمند و می کوبند کسی نمی آید برای دستخوش . پس « کلاه » صندوق رای را در پایان نمایش پیش روی چه کسانی باید گرداند ؟

مردم رفته اند به گلریزان « تحریم » .
مجلس آرایان ولی [وقيـح] به دست و پا افتاده اند: « هنگ شیپور چی ها » را خبر کنید.
فراخوانده می شوند همه شان؛ و بوق ها در آن سوی آب ها، از پس این گذر و آن گذرشهرهای مدرن، به صدا در می آیند که: « ایهاالناس بشتابید به پای صندوق ها که حبیب ابن مظاهر در آستانه بر دار شدن است و دو طفلان مسلم به گودال مسلخ برده می شوند. »
کدام حبیب ابن مظاهر ؟ کدام طفلان مسلم ؟

نـه جناب میلانی و هیات رفقا !
پای صندوق رفتن برابر است با برافراشتن پرچم نادانی مردم پیش چشم دنیا . نشان دادن این که مردم از هشت سال دولت بی لیاقت خاتمی درس نگرفته اند، این که مردم هنوز همان مردم دهه شصت هستند، این که مردم هنوز همان مردم سال پنجاه و هفت اند.
مردم را تشویق نکنید. راه به جایی نخواهید برد. مردم به « باد » دل خوش نخواهند داشت.
تنور این انتخابات با سخنان کسانی چون شما گرم نمی شود. هیزم ها خشک نیستند. جوانه های بسیاری بر آن روییده است. اشک مادران دلسوخته و فرزند از دست داده در این رژیم تا همیشه ننگین، نگذاشته هیزم ها خشک شوند. بیهوده بر آتش انتخابات ندمید !

ادامــــــــــــه[+]


Labels:

Saturday, May 09, 2009

چــه فـاجعــه‌ای در انتظـار دنيـاست؟


سر انجام غرب به اسلام سجده خواهد كرد؟!




هشـــدار
«موشه بيجلين»، پژوهشگر اسـرائيـلــی

آمريكا با همه توان نظامی و اقتصاديی اش و اروپا با همه سياست زيركانه و مرموز خود، توان مقابله با موج انتشار اسلام را نداشته و اين واقعيت هست كه اسلام در روزگاری نه چندان دور، حرف اول را در جهان غرب خواهد زد.

جبر تاريخی در اروپا، موجب شده كه اسلام‌خواهی در اين قاره، روز به روز گسترش يافته و نخستين آثار اين هجوم فرهنگی اسلام را می‌توان در نامگذاری كودكان دید.

هم اكنون گرايش به نام‌های محمد، آلی (علی)، فاطيما (فاطمه)، حسين و صاديك (صادق) در اروپا به شدت رواج يافته و خانواده‌های اصيل به استفاده از اين نام‌ها روی آورده‌اند ...

مردان كليسا نمی‌دانند چه فاجعه‌ای در انتظار آنهاست!
گسترش احداث مساجد در آمريكا و اروپا به اندازه‌ای افزايش يافته كه بسياری از كليساها، تبديل به موزه شده و در عوض، مساجد گنجايش نمازگزاران را ندارند.

اما اسرائيل هيچ تأثيری از اسلام نپذيرفته و همچنان بر فرهنگ عبری خود پايدار و پايبند است و اگر همه جهان مسلمان شوند، امكان اين كه يك يهودی مسلمان شود، نیست!

* * * * *


Muslim Demographics: The Islamic Tidal Wave
The Demographics are very clear. Islam is poised to overrun Europe by the middle of this century. Europeans need to be aware of this. When the Muslims have voting majorities will they continue Europe's "Multi-cultural" tradition? When the Muslims have voting majorities will they vote in Sharia law? It will be up to them...

* * * * *

*PLEASE SIGN THE PETITION & SUPPORT THE GLOBAL CAMPAIGN AGAINST ISLAMIC SHARIA LAW* http://www.shariapetition.com/ SHARIA LAW IS DISCRIMINATORY, CRUEL AND BARBARIC. PARTICULARLY TOWARDS WOMEN, CHILDREN & NON MUSLIMS. THERE IS NO PLACE IN THE 21st CENTURY FOR SHARIA LAW, FULL STOP.

*I RECOMMEND THIS GREAT WEBSITE,[faithfreedom] TO LEARN MORE ABOUT EVIL MUHAMMAD & HIS EVIL CULT/ISLAM.* http://www.faithfreedom.org

* * * * *

I ALSO RECOMMEND THIS GREAT ACT! SITE,



The New York Times Bestseller THEY MUST BE STOPPED: Why We Must Defeat Radical Islam and How We Can Do It.
Develop coalitions with like-minded organizations to magnify our voice and increase our effectiveness.
speak out for public policies that protect our national security and our way of life.

* * * * *

The New York Times Bestseller BECAUSE THEY HATE: A Survivor of Islamic Terror Warns America,

Our Mission
Create a nationwide network of chapters in order to more effectively inform, educate and mobilize Americans regarding the multiple threats of Islamofascism, and what they can and must do to protect themselves and their country against this determined enemy.

* * * * *

If a Person says: "Islam is a religion of peace."
I say: "Tell me another JOKE."

*WARNING!
THIS SITE IS VERY GRAPHIC;
http://www.truthtube.tv



Labels:

Sunday, May 03, 2009

تحــريــم انتصـابـات


تحــريـم نمايش تکــراری انتصابات رژيـم






Labels: ,

Sunday, April 19, 2009

اشتباه بزرگ غرب


پس از سی سال
هـوشنگ معين زاده





تحلیلی از انقلاب(؟!) 1357 ایران

پس از باز شدن پای خاورشناسان اروپایی به ایران تئوری های گوناگونی به استناد "تحقیق و تفحص"! آنان در بارۀ تاریخ و فرهنگ ایران و علل عقب ماندگی این کشور از قافلۀ تمدن ارائه شد. یکی از این تئوری ها این بود که چون «ایرانیان فطرتاٌ مردمانی مذهبی هستند»، از اینرو هر نوع تلاشی برای پیشرفت مردم این مملکت بدون تکیه بر باورهای مذهبی آنان کارساز نخواهد بود. راه حلی هم که برای از بین بردن مشکلات اجتماعی ملت ایران تجویز کردند، این بود که اولاٌ بایستی به باورهای مذهبی این مردم حرمت گذاشت و کاری به آنها نداشت، حتی اگر این باورها صرفاٌ خرافات باشد. ثانیاٌ باید این ملت را به بازگشت به گذشته، یعنی«خویشتن خویش» تشویق و ترغیب کرد. مقصد این بازگشت را هم پیشاپیش تعیین کردند که عبارت باشد از «صدر اسلام». به ظن آنان، در صدر اسلام کشورهای مسلمان در اوج شکوفایی بودند و ایرانیان هم نقش بزرگی در این شکوفایی برعهده داشتند. بنابراین، اگر ایرانیان خواهان رفاه و آسایش و ترقی هستند، بایستی باز گشت به صدر اسلام را در سر لوحۀ برنامه های خود قرار دهند.
در پی این کشف حیرتانگیز و رهنمودهای دلسوزانۀ خاورشناسان، دست پرورده های آنها نیز با نوشتن مقالات و رسالات و کتب متعدد به تأئید و تصدیق نظرات اساتید خود پرداختند. همزمان نیز برای جا انداختن این تئوری، سیل کمک به دکانداران دینی حوزه ها و مدارس مذهبی سرازیر شد. انجمن های اسلامی در داخل و خارج از کشور توسط تحصیلکردهها و آخوندهای جویای نام تاسیس گردید. ساختن مساجد و حسینه ها و تکیه گاهها و حتی امامزاده ها بیش از پیش رونق گرفت. سفرهای دسته جمعی زیارت قبور امامان و انجام مراسم حج عمره مد روز گردید. سفر اندازی و مجالس ختم قرآن و دعا نویسی و غیره نیز باب روز شد.
تا این جای کار همه بر این تصور بودند که خاورشناسان غرب به خاطر ارج نهادن به فرهنگ و تمدن ایران دست به کنکاش در تاریخ گذشته ایران زده اند. اما دم خروس دلسوزی آنان زمانی ظاهر شد که زمامداران غرب از دست تلاشهای پر شتاب ایرانیان که می کوشیدند خود را به کاروان تمدن نوین برسانند، به تنگ آمدند و به فکر چاره اندیشی افتادند. آنجا بود که مردم ایران دیدند که چطور کشورهای غربی به استناد همین کشف خاورشناسان، یک حکومت مذهبی را به مردم ایران تجویز و سپس تحمیل کردند. حکومتی که کاروانسالارش خمینی بازگشت به گذشته را از سالیان دراز در حوزه های علمیه قم و نجف زمزمه میکرد. ترفندهایی هم که برای تحمیل این حکومت به ملت ایران به کار رفت، همانا باورهای مذهبی مردم بود.

خواب حکومت مذهبی:


آنهایی که خواب حکومت مذهبی را برای مردم ایران دیده و سالیان دراز مزایای آن را به گوش ساده دلان ایرانی خوانده بودند، بهانه هایی هم برای تئوری خود داشتند. یکی از این بهانه ها«کمربند سبز اسلامی» بود که می بایستی با گسترش کمونیسم در میان ملت های مسلمان مقابله کند. به پندار غرب تنها با دین و مذهب می شد غول سرکش کمونیسم را که وبال گردن غرب سرمایه دار شده بود از پا در آورد. بهانه ای که می توانست برای بسیاری از دکانداران دین و مذهب بویژه آخوندهای مذهب شیعه وسوسه انگیز باشد. مسیحیت در این زمینه پیشقدم گردید و ضربات مهلکی بر پیکر آهنین کمونیسم زد. پاداشی هم که از این بابت دریافت کرد، بازگشایی کلیساها در کشورهای بلوک شرق و کشاندن مردم این کشورها به کلیساها و رونق و اعتبار بخشیدن به آئین مسیحیت بود.
اما آنچه در این دین بازی، نصیب کشورهای مسلمان بویژه مردم شیعه مذهب ایران شد، کاملاٌ خلاف آن چیزی بود که نصیب کلیسا و مسیحیت گردید. عالم اسلام که پس از سرنگونی خلافت عثمانی و برچیده شدن حکومت های دینی تلاش می کرد تا جنبه های خشونت آمیز اسلام را به نوعی رفع و رجوع کند و معنویتی به آن بدهد، با پیدا شدن حکومت دینی و مذهبی ایران، عملاٌ نشان داد که معنویت اسلام فقط به دوران کنار بودن دینکاران از حکومت مربوط می شود. دکانداران دین و مذهب، هر وقت به حکومت و قدرت برسند همان راه و روشی را پیش می گیرند که در گذشته و در زمان اقتدارشان پیموده بودند.

بازی نسنجیده:


زمامداران غرب به توصیه تنی چند از سیاستمداران مغرض و تکیه بر تئوری های نادرست خاور شناسان، دست به یک بازی نسنجیده و یک قمار خطرناک زدند که به نوعی زمینه ساز جنگ صلیبی پنهان و تازه ای محسوب میشود. جنگی که جنگندگان آن بر خلاف گذشته دیگر حد و مرزی برای خود نمی شناسند و پای بند هیچ یک از اصول انسانی و اخلاقی نیز نمیباشند. اگر برنامه ریزان استفاده از دین و مذهب در مقابله با گسترش کمونیست، فقط به درستی به مسألۀ «جهاد» توجه میکردند، در می یافتند که این حربه مانند چاقوی دو لبه است. یعنی همانطور که با حربه جهاد می شود ارتش شوروی را در افغانستان به زانو در آورد، به همان سادگی هم این حربه میتواند به پیکر سربازان غرب فرو برود. چنانکه این واقعیت را در عراق، افغانستان، عربستان، لبنان و بسیاری از کشورهای دیگر دیدیم و می بینیم.

اشتباه بزرگ غرب:


کشورهای غربی، خمینی، ملا عمر و اسامه بن لادن و امثال آنها را برای رویارویی با شوروی به میدان آوردند. تصور آنها این بود که با در دست داشتن این آدم ها، هر موقع به اهداف خود رسیدند، آنان را از صحنه بیرون خواهند انداخت. اما در این بازی خطرناک از چند نکته غافل بودند :
اول از همه، آنها غافل بودند که شیرینی لقمه ای که غرب به خمینی و ملا عمر و بن لادن هدیه داده بودند، به مذاق بسیاری دیگر نیز خوش خواهد آمد. آنهایی هم که بی خبر از دلایل برکشیده شدن این بزرگواران هستند، به دنبال خمینی و ملا عمر و بن لادن شدن خواهند افتاد. چنانچه دیدیم هنوز چند سالی از بر آمدن این حضرات نگذشته بود که دهها نفر به پیروی از آنها در سرتاسر کشورهای اسلامی قد برافراشتند. کسانی که به جان می زنند و جان ها را به میدان می فرستند و جانستانی می کنند تا هم صاحب نام و نشان شوند و هم به بهشتی که به آنان وعده داده شده است برسند. دوم این که غرب با شناخت اندکی که از اسلام و بویژه مذهب شیعه داشت، نمی دانست که افراد برگزیدۀ آنها، بنا به اصول شناخته شدۀ دین و مذهب خود، هرگز به طور کامل تابع فرامین و خواسته های آنها نبوده و نخواهند بود.
غربی ها به درستی به مسألۀ «تقیـــه» و کاربرد آن در اسلام آشنایی نداشتند. آنها نمی دانستند که تقیه تنها در مذهب شیعه نیست که کاربرد دارد، بلکه در میان اهل سنت نیز مورد تأئید و در قرآن هم آمده است. به عبارت دیگر تقیه که پنهان کردن مقاصد باطنی در برابر دشمن است، شامل حال مردمان مسیحی نیز می شود که از دید مسلمانان کافر و دشمن اسلام محسوب میگردند. به زبان دیگر، خمینی و ملا عمر و بن لادن در بده و بستان های خود با غربی ها تقیه پیشه کرده و آنها را به صورت شرعی فریب داده بودند. سوم این که شعار مرگ بر امریکا (شیطان بزرگ) و مرگ بر اسرائیل (شیطان کوچک) که از جانب آخوندهای شیعه ایران باب شد و به سرتاسر جهان اسلام کشیده شد، به باورهای دینی مسلمانان تبدیل گردید.
در دین اسلام و مذاهب آن، شیطان دشمن خداست و تا روزی که این دشمن از میان نرود، هیچ مسلمانی دست از جهاد با او بر نمی دارد. امروزه دشمنی با امریکا و اسرائیل که به نوعی نماد مسیحیت و یهود شمرده می شوند، به باورهای دینی بسیاری از مسلمانان تبدیل شده است. یعنی خمینی و حکومتش، امریکا و اسرائیل را در جایگاه شیطان نشانده اند. به باور مسلمانان، برای استقرار دین خدا در زمین که از اهداف اولیه اسلام است، می بایستی تا نابودی شیطان های بزرگ و کوچک جهاد کرد. اگر به همین چند نکته اکتفا کنیم، در می یابیم که غرب از پی آمد برنامه نسنجیده خود نا آگاه بود. اکنون هم که با دهها خمینی و ملا عمر و بن لادن در کشورهای مختلف اسلام و حتی در درون خاک خود رو به رو هستند، معلوم نیست عاقبت این بازی نسنجیده به کجا خواهد کشید؟!

انقلاب اسلامی:


با این مقدمه نگاهمان را بر میگردانیم به انقلاب اسلامی ایران. انقلابی که جماعتی تحت عنوان «تحلیلگران سیاسی» مدعی هستند، حرکتی مردمی و بدون دخالت و برنامه ریزی خارجی بوده است. کسانی که «تئوری توطئه» را در پیدایش و بثمر رسیدن انقلاب مردود می شمارند، آنهایی هستند که نمی بینند یا توجه ندارند که حکومت بر خاسته از انقلاب، در طول سی سال گذشته تحت حمایت و پشتیبانی مستقیم و غیر مستقیم غرب به حیات خود ادامه می دهد. بگذریم از بازی موش و گربه و جنگ های زرگری میان ایران و جهان غرب که چیزی نیست بجز سرپوش گذاشتن به ماهیت توطئۀ نسنجیده ای که آتش آن به جان ملت ایران افتاده و دودش هم به چشم همۀ مردم جهان رفته است و میرود.
غرب با یک برنامه ریزی نسنجیده خمینی را پیش از ملا عمر و بن لادن علم و به مردم ایران تحمیل کرد. اگر به درستی به عملکرد خمینی در طول حکومت خود و دست پروردگانش پس از وی تأمل کنیم، می بینیم که ماحصل کار آنها به مراتب از عملکرد ملا عمر و بن لادن برای جامعه بشری خطرناکتر و زیانبارتر است. ملا عمر و بن لادن پس از موفقیت در رویارویی با ارتش شوروی در افغانستان، با الگو گرفتن از روش حکومت جمهوری اسلامی به کارزار مبارزه با غرب برآمدند. کاری که خمینی و حکومتش پیش از آنها آغاز و آن را «جهاد مقدس» نامگذاری کرده بود. با این تفاوت که ملا عمر و بن لادن بر خلاف خمینی و حکومتش، علناٌ و مستقیماٌ وارد میدان شده اند.
نگاهی به سازمان حزب الله در لبنان، حماس و جهاد اسلامی در غزه، تشکیلات وابسته به سپاه مهدی، در عراق و دهها سازمان علنی و مخفی دیگر که هر روز مثل قارچ در گوشه و کنار کشورهای اسلامی و غربی پا به عرصه میگذارند، نشان می دهد که همه آنها رویش بذرهایی است که خمینی و رژیم جمهوری اسلامی او در طول سی سال گذشته افشانده اند.

هدف نهایی جمهوری اسلامی:


جهانیان بارها از زبان سردمداران رژیم جمهوری اسلامی شنیده و می شنوند که آنها علاوه بر ایران و کشورهای اسلامی، جهان و تمدن نوین بشریت را هدف می دانند. به گفتۀ آخوندها تا زمانی که حکومت الهی را بر جهان حاکم نکنند از پا نخواهند نشست. اینجاست که سیاستمداران غرب در مقابل بازی نسنجیدۀ خود، بایستی به فکر تدبیری مدبرانه و چاره اندیشی همه جانبه باشند. تا شاید بتوان این غول آزمند قرون وسطایی را که به میدان آورده اند، از نو مهار کنند. در غیر این صورت زهر تلخ حرکات و عملیات خشونت بار آنها، هم دست آوردهای هزاران ساله بشر را معدوم خواهد کرد و هم زندگی را بر انسان ها در هر کجای دنیا تلخ خواهد ساخت.
تجربه نشان داده است که در مقابل یورش بی امان اینگونه حرکات کور و یورش های بی خردانه، پیش از هر اقدامی باید محل رشد و نمو آنها را نابود کرد. طالبان، القائده، حزب الله، حماس، جهاد اسلامی، سپاه مهدی و غیره ثمرات بذرهایی است که جمهوری اسلامی پراکنده است. خشکاندن مرکز تولید و رشد و نمو آنها نخستین کاری است که میبایستی انجام بگیرد. وگرنه با از میان رفتن هر یک از آنها، دهها ملا عمر و بن لادن و شیخ فضل الله و خالد مشعل و عبدالله شلح و غیره ظهور خواهند کرد و تحت حمایت مادی و معنوی جمهوری اسلام به جان مردم خواهند افتاد.

انتظار بیهــوده:


اینک بسیاری از تحلیلگران سیاسی ایرانی میگویند، خود ایرانیان بایستی شر حکومت جمهوری اسلامی را از سر خود کم کنند. گفتن این گونه حرف ها از سر نا آگاهی و عدم شناخت اوضاع سیاسی جهان کنونی و انتظار بیهوده از یک ملت در بند است. نخست این که مشکلات حاصل از جمهوری اسلامی تنها به ایران مربوط نمی شود، بلکه مشکلات مشترک جهانی است. دیگر این که رژیم جمهوری اسلامی به خواسته مردم ایران به حکومت نرسیده است که آنها بخواهند و بتوانند به تنهایی آن را برچینند؟! در این میان باید به این نکات نیز توجه داشت که هم اکنون بسیاری از کشورهای جهان، به عناوین مختلف بویژه بخاطر سودهای کلان اقتصادی خود، سعی در نگهداری این رژیم را دارند. خود رژیم نیز با درآمد هنگفتی که از صادرات نفت از غرب و شرق حاصلش می شود، سالیانه میلیاردها دلار صرف هزینه پایدار ماندن خود می کند. با این اوضاع ملت در بند ایران چگونه میتواند به تنهایی و بدون کمک و پشتیبانی دیگران چنین غولی را از پا در آورد..
ملت ایران سی سال تمام بار سنگین ندانم کاری های غرب را با رژیمی که به آنان تحمیل کرده اند به دوش کشیده و بزرگترین ضررها را متحمل شده است. امروز این ملت با صدای بلند فریاد می زند و به آنهایی که تحفه خمینی و رژیم جهل و جنون او را برای ملت ایران پیچیده و تحمیل کرده اند می گوید:
- بس کنید! بیش از این به ملت ایران و مردم جهان ستم نورزید و آسایش و امنیت جهانیان را به پای مصالح اقتصادی خود قربانی نسازید! آنچه در سی سال گذشته از قبل این رژیم برده اید، کافی است! به خاطر بشریت و نسل های آینده به اتفاق تدبیری بیاندیشید و شر این رژیم درنده خو و اعوان و انصار خون آشام آن را از سر مردم ایران و جهان کم کنید!

غرب باید بداند که دامنه فتنه انگیزی های این رژیم روز بروز بیشتر خواهد شد و هرگز هم دامان آنان را رها نخواهد کرد. اگر هرچه زودتر به فکر چاره اندیشی نباشند، ضررهای بسیار بیشتر از آنچه تا کنون دیده اند، تحمل خواهند کرد.


مدارا کردن با رژیمی که سی سال تمام عملاٌ و علناٌ ماهیت فتنه انگیزیش را نشان داده است، نه خردمندانه است و نه عقلانی و با هیچ یک از معیارهای انسانی و اخلاقی و حتی سیاسی و اقتصادی نیز همخوانی ندارد.
پاریس 22 بهمن ماه 1387 هوشنگ معین زاده


Labels:

Monday, March 30, 2009

يـادآوری


شـاه گنـاهش هميـن بــود


کيهــان - 20 اسفنــد 1357 _ 11 مارچ 1979
سخنرانی حجت الاســلام «سيـد علی خـامنــه ای» در حـوزهء علميــه قـُـم


کيهــان - 20 اسفنــد 1357 _ 11 مارچ 1979


هـر وقت بيســوادی، فقــر، گـرسنـگـی، ستـم و نـابـرابـری ريشــه کن شــد؛ انقـلاب بـه ثـمــر رسيــده است! علی خامنه ای، قـُـم، 20 اسفنـد 1357


بی سوادی و فقر مطلق
سرمایه _ سه شنبه 15 بهمن 1387
محمداحسان تقی زاده، سرپرست موسسه آموزش از راه دور، اعلام می کنــد: نرخ بی سوادی کشور در حال حاضر 13% است و 9 میلیون و 450 هزار نفر در کشور بی سواد مطلق هستند. با ادامه این روند ریشه کنی بی سوادی 75 سال طول می کشد!!!

بی سوادان ايران اسلامزده
فارس _سه شنبـه 25 تيــر 1387
محمد مهدی‌زاده، مشاور رئيس سازمان نهضت سوادآموزى كشور، گفت: 2/9 ميليون نفر در كشور بی‌سواد هستند.

کودکان خيابانی، فقر و تنگدستی خانواده ها
ايلنا _ يکشنبـه 3 شهريـور 1387
بيش از 90% کودکان کار و خيابان کشور به دليل فقر و تنگدستى و تلاش براى تامين معيشت خانوار خود بى سواد باقى مانده اند. کودکان کار ايرانى به دليل فشارهاى سنگين مالى در تامين هزينه خانوار از کمترين آموزش هاى علمى و اجتماعى بهره مند مى شوند و بيش از 90% کودکان خيابانی حتى سواد خواندن و نوشتن را هم ندارند. بيش از 600 هزار کودک کار در سطح استان تهران هنوز هيچ گونه آموزشى نديده اند!!!.

زيـر خط فقر مطلق
روزنامه حکومتی اعتماد ملی _ شنبه، 30 آذر ماه 1387
۲۹ تا ۵/۳۲% از جمعیت كشور در زیر خط فقر مطلق قرار دارند كه این درصد بیش از ۲۰ میلیون نفر از مـردم را شامل می‌شود.
بیش از ۸۶% شاغلان بخش عمومی و خصوصی غیر‌رسمی فقیر هستند!

25% جمعيت ايران فقيرند
اعتماد ملی _ يکشنبـه 30 تيــر 1387
گزارش سازمان ملل متحد:
در ايران [جمهوری اسلامی] بين 20 تا 25% جمعيت فقير هستند و اكثريت فقرا در ميان سالمندان، زنان و ساكنان مناطق روستايی به چشم می‌خورند.

زير خط فقر
فصلنامه «آمار اقتصادی» بانك مركزی _ شنبـه 12 مرداد 1387
دست كم چهارده ميليون نفر در ايران زير خط فقر هستند!!!

آدينــــه 3 آبـان 1387 _ مشهد
۳۰۰ هزار دختر بازمانده از تحصیل در روستاهای کشور شناسایی شده اند! ميانگين سنی اين دختران نگون بخت بین ‌١٥ تا ‌٣٠ سال است!!!؟

حاشیه نشینی، گسترش فقر در ایران تحت اشغال آخوندها
مهر _ شنبــه 18 آبان 1387
8 میلیون نفر در ایران اسلامزده حاشیه نشین هستند. حاشیه نشینان در ۷۰ شهر ایران سکونت دارند و ۲۰% از جمعیت را شامل می شوند.

زيـر خط گرسنگی نه خط فقر!
مرکز آمار جمهوری اسلامی _ شنبــه 26 بهمن 1387
موسی الرضا ثروتی، نماینده مجلس، اعلام کرد: « 10 میلیون نفری که زیرخط فقر بودند در حال حاضر به 14 میلیون نفر افزایش یافته اند.»
پژوهشگران: تعداد افراد زیرخط فقر را بیش از این دانسته و تخمین می زنند که تا 20 میلیون نفر در ایران زیرخط فقر زندگی می کنند.



شـاه گنـاهش هميـن بـود کـه می گفت:
"آنچـه مـن می گـويـم، نــه آنچــه ملت می خـواهــد".
امـروز هـرکس اين منش را تـکـرار کنــد کاری مطـرود و محـکــوم را انجـام داده است!؟
علی خامنه ای، قـُـم، 20 اسفنـد 1357

در فرمانروائی آخوندی _ اسلامی، سامانه «ولايت مطلقــه ولی فقيــه» یعنی چــه؟!


Labels: , , , , , ,