Wednesday, September 22, 2004

حـُـقـه باز ها حاکمند .



مـن ايـرانـيـم، آرمـانـم رهـائـی
از ايـن ديـن مـردم فـريب ريـائـی


..::: مــزدک :::..

;’;’;’;’;’;’;’;’;’;’;’;’;’;’;’;’

هيچ دينی را نمی توان يافت که مثل اسلام برای پيشبرد تعاليم و انديشه هايش،
اينهمه به تهديد و قتل و ارعاب متوسّل شده باشد.
درواقع، تاريخ رشد و گسترش اسلام را نمی توان فهميد مگر اينکه ابتداء
خصلت خـشـن، تــنـد، مــهــاجــم و مــتــجــاوز آنرا بشناسيم.


«ميرفطروس – علی»

;';';';';';';';';';';';';

ميرفطروس: روشنفكری، اساساً با شک آغاز مي شود. روشنفكر واقعی اساساً جوينده، كنجكاو و شجاع است. روشنفكر واقعي با شک در داده های تاريخی-سياسی، خواب ذهنی جامعه را آشفته مي كند. يعني، شک، ماهيت و موضوع متفكر و روشنفكر واقعي است. او با بيدار كردن شک مي‌كوشد تا پايه‌های يقين را استوار كند. روشنفكر واقعي در پي وجاهت ملّی نيست. كار او، آزاد كردن حقيقت از زندان مصلحت های سياسی-ايدئولوژيک است، چرا كه
وقتی حقيقت آزاد نباشد، آزادی، حقيقت ندارد.
بنابراين:
"دروغ مصلحت آميز به ز راستٍ فتنه انگيز" اساساً با تفكر و اخلاق روشنفكر واقعی، مغاير است.
در اين معنا، در قبل از انقلاب 57، ما اساساً متفكر و روشنفكر نداشتيم و يا همانطور كه گفتم: ما به اندازه بيسوادهای‌مان "روشنفكر" داشتيم.

:":":":":":":":":":":":":":":"

و چه درست مي گفت كسروي دربارة شيعيان كه:
« يك شيعه وظيفه دارد، هر چه تو مي گويي و بر خلاف اعتقاد اوست نفي كند
و نگذارد خدشه اي بر ايمان وي وارد گردد»،



ما هنوز هم در انديشه ها و اخلاقيات ايلی يا ايدئولوژيک بسر مي بريم...


;';';';';';';';';';';';';';';';


ما -اينك- بيش از هر زمان ديگر نيازمند به شهامت و شجاعت اخلاقي هستيم
(همهْ حقيقت را) ابراز كنيم، تا حقيقت را
و آنچه را كه تا حالا ( بدلايل مذهبي يا سياسي )
مدفون بوده از دل تاريخ مان استخراج كنيم.
ملتي كه تاريخ خود را نشناسد؛ ناچار است آنرا تكرار كند.

« بــابـــک دوســــتـــدار »
;';';';';';';';';';';';';';';';

بـی خــدا وکــــافــرم؛از اهــل ايـمان نـيـســتـم
زادهً ايــران زمـيـنــم ؛ مـــن مــســلـمـان نيـسـتـم

0 شـمـا چــه می گوئيـد؟:

Post a Comment

لينـک بدهيـد:

Create a Link

<< Home