Friday, May 17, 2002

ايران آرا

جامعة آلوده

چون جامعه اي يكسره آلوده به دين است
بدبخت ترين جامعة روي زمين است
ديني كه بود رهبرش آخوند خميني
قربان سر كفر ؛ كه كافر به از اين است

اين احمق ديوانة فرتوت مدمق
كارش همه با ملت ماتم رده كين است
اين قاتل بيرحم مپندار فقيه است
بر عكس ؛ سفيهي ست كه بيرحم ترين است
همدست وي ؛ آن صادق خلخالي جلاد
آنكو به قساوت پدر شمر لعين است
آنكس كه بجا(!) كشت ؛ فرستاد جهنم
ور كشت غلط ؛ جاش به فردوس برين است
او كشت زني را كه زنا داده به عسرت
يا كشت پسر را كه : “ اسير هروئين است “
از صادق خلخالي جلاد بپرسيد
راه و روش محكمة شرع چنين است ؟
شد دورة چاپيدن آخوند پس از شاه
زين گاه به پشت است و گهي پشت بزين است
بيدار شو ؛ ايراني ! بيدار شو از خواب
مقصود قيام تو نه آن بود و نه اين است
فرياد زند شيخ كه : آزاد و رهائي
سرتاسر ايران تو زندان اوين است
آخوند چو ديدي سر راهت ؛ بكش او را
اين فرقه مكانش به خدا زير زمين است

“ مسافر “ برگرفته از : “ آهنگر در تبعيد ؛ شهريور 1364 “

يا سپاس از اينكه سري به وبلاگخونة ما زديد ؛
در وبلاگ ما رونق اگر نيست صفا هست
هر جا كه صفا هست ؛ در آن عشق و وفا هست
احساس غريبي مكن ++ اينجا ++ كه رسيدي.
خيلي خوش اومدي باز هم از اين كارها بكن. بما هم سري بزن.
همزبان حرفي بزن ؛ چيزي بگو ؛ كاري بكن ؛
شاد و آذرگونه باش ؛
در بهار زندگي ؛ سر سبز و با كردار باش .
تا نشستي ديگر ؛ تندرست و پويا باشيد.
“ مزدك “ خراباتي تبعيدي .

0 شـمـا چــه می گوئيـد؟:

Post a Comment

لينـک بدهيـد:

Create a Link

<< Home